معين الدين محمد زمچى اسفزارى
443
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و محاسبهء سه سالهء محصولات ، و تمغا ، و دار الضرب « 1 » [ به من حواله شود ، و ] به من جواب گويد ، و الا شهر را محاصره كنم و بمحاربه و مقاتله اقدام نمايم ، چون « 2 » آن جماعت اين سخنان « 3 » شنيدند و برسانيدند ، ملك فخر الدين جواب درشت گفت ، دانشمند چون بشنيد برآشفت و در روز كس فرستاده « 4 » ملوك و امراء ولايات « 5 » را طلب داشت ، و درين فرصت مولانا وجيه الدين نسفى - كه قاضى هرات بود - بدانشمند بهادر پيوسته بود ، و در نظر او قبول تمام يافته « 6 » ، [ و تمامى تدبيرات امور براى و رويت او باز گذاشته ] ، مولانا او را بر محاصره تحريض نمود ، و فرمود « 7 » كه پلها و گذرها را مضبوط ساختند ، كه غله و خوردنى به شهر درنياورند ، « 8 » و چون محل رفع غله و بلند سال بود ، مردم شهر عاجز و مضطر شدند ، ملك ايشان را رعايت نموده « 9 » انبارها و خزاين بگشاد ، و خلايق را بمال و خوردنى تقويت داد ، و بمحاربه راغب گردانيد ، « 10 » [ و چند نوبت شبيخون بر لشكر دانشمند بهادر زدند ، و بسيارى را بقتل
--> ( 1 ) - مج : دار الضرب به من حواله شود و به من جواب گويد . پا . مك : دار الضرب به من جواب گويد . ( 2 ) - مك . پا : آن جماعت . مج : چون جماعت . ( 3 ) - مج : سخنان شنيدند و برسانيدند . پا : سخنان رسانيدند . مك : سخنان برسانيدند . ( 4 ) - مك . پا : فرستاده ملوك . مج : فرستاد ملوك . ( 5 ) - مج . پا : ولايات را طلب . مك : ولايات طلب . ( 6 ) - مج . پا : [ و تمامى تدبيرات امور براى و رويت او بازگذاشته ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 7 ) - مج . مك : تحريض نمود و فرمود كه پلها . پا : تحريض فرمود پلها . ( 8 ) - پا : و خوردنى در شهر نياورند چون محل رفع غله و بلند . مج : و خوردنى به شهر درنياورند و چون محل رفع غله و بلند . مك : و خوردنى به شهر درنياورند چون بلند . ( 9 ) - مج . پا : و مضطر شدند ملك ايشان را رعايت نموده انبارها . مك : و مضطر ملك انبارها . ( 10 ) - مج . پا : [ و چند نوبت شبيخون بر لشكر دانشمند بهادر زدند و بسيارى را بقتل آوردند . ] مك : اين عبارت را ندارد .